En
تاریخ : دوشنبه 6 مرداد 1393
کد 99

عید فطر ،یعنی بازگشت به فطرت و سرشت

بازگشت ازاین نظر که آیا رابطه ما با فطرت پاک انسانی به طورصحیح برقراراست یا نه؟ آیا آن اعماق روح و فطرت پاکی که خداوند به ما داده و براثرحجاب های جهل، انحراف و گناه، زنگار بر رویش نشسته، درکلاس ماه رمضان زنگارها زدوده شده اند یا نه؟ که اگر چنین است باید ابتدای نجات وآغاز پیروزی برطاغوت نفس را در نماز عید فطراعلام بدارند و جشن بگیرند. به عنوان این که: آن چه را در ماه رمضان آموخته اند و در راه خودسازی و بهسازی به کار برده اند ابراز بدارند، با کلمات و حرکات، بلکه درقلب و درون، با تمام وجود و احساس، و با شعارآمیخته با شعوروفریاد برون و درون که: «الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله و الله اکبر ولله الحمد والحمدلله علی ما هدانا وله الشکرعلی ما اولانا؛ خدا بزرگتراز آن است که توصیف گردد. آری چنین است، معبودی جزخدای یکتا و بی همتا نیست، وخدا بزرگترازآن است که وصف شود، حمد و سپاس اختصاص به ذات پاک خدا دارد به خاطرآن که ما را درراستای پاکسازی و بهسازی هدایت کرده، و شکراو را که جمعیت ما وامت ما را برترین جمعیت وامت قرار داده است.

رمضان پایان می پذیرد و به انتهای خود می رسد، مسلمانان درمکتب رمضان، در پرتو آیات قرآن و نیایش ها و تقویت صبر و اراده، پس از فراگیری به خودسازی پرداخته اند؛ اینک جشن می گیرند که در جهاد اکبر، با گام های استوار عبور کرده اند و به مقصود رسیده اند.

● فلسفه اعیاد اسلامی

چهار عید دراسلام به طوررسمی وجود دارد که عبارت اند از: عید قربان، عید غدیر، عید جمعه و عید فطر. عید قربان جشن ایثار و فداکاری است، و مسلمان دراین رابطه به خویشتن بازمی گردد که آیا به باطن و ماهیت چنین عیدی رسیده است یا نه. آن گونه که ابراهیم خلیل قهرمان توحید رسید، و حسین بن علی( علیه السلام) آن را درکربلا تکمیل کرد. عید غدیر جشن ولایت و امامت است و انسان مسلمان با ژرف اندیشی به خویشتن می نگرد که آیا انتخاب او در مسئله بسیارمهم رهبری، صحیح بوده است یا نه؟ که دربینش اسلام ناب، مسئله بسیارعمیقی است، و از ارکان زیربنایی نظام اسلام است، که اگراو نباشد هیچ یک ازمفاهیم اسلام، ارزش واصالت خود را نمی توانند نشان دهند. عید جمعه بازگشت به خویشتن است که نقش اساسی درپیشبرد اهداف، و وصول به مقصود دارد، و به راستی که برقراری اتحاد و یک رنگی وهمدلی مسلمانان، وسیعترین و ژرف ترین برکات را برای آنها به ارمغان خواهد آورد.

ولی آیا می دانید که اگرعید فطرت و خودسازی نباشد، عیدهای دیگرتکمیل نخواهد شد. اگرچنین عیدی درزندگی انسان تحقق یابد همه روز، روزعید است؛ چنان که امیرمومنان علی(علیه السلام) فرمود: «انما هوعید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه، وکل یوم لا یعصی الله فیه فهو عید؛(۱)امروزتنها عید کسانی است که روزه آنها درپیشگاه خدا پذیرفته شود، و عبادت های شبانه آنها مورد پذیرش خداوند شده باشد، و هر روزی که گناه نکنی روزعید تو است.» حضرت علی(علیه السلام) این سخن را ازسرچشمه وحی گرفته بود، چرا که وقتی خطبه رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم ) را درمسجد پیرامون فضایل ماه رمضان شنید، ازآن حضرت پرسید: «بهترین کاردرماه رمضان چیست؟» پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) پاسخ داد: «الورع عن محارم الله عزوجل؛ (۲)ورع و پرهیزکاری ازآن چه خداوند حرام نموده است می باشد؛ یعنی همان خودسازی و بازگشت به فطرت پاک توحیدی .»

● مسئله عید و فطرت در قرآن

در قرآن مجید کلمه عید یک بار آمده، که در رابطه با حضرت عیسی و شاگردان مخصوص اوست، شاگردان برای تکمیل ایمان خود گفتند: «آیا پروردگار تو می تواند غذایی ازآسمان (مائده) برای ما بفرستد؟» حضرت از این تقاضا که بوی شک و تردید می داد، نگران شد و به آنها فرمود:

«از خدا بترسید اگرایمان دارید.» ولی به زودی دریافت که مقصود آنها مشاهده معجزه بزرگ از عیسی است، تا در پرتو دیدار آن، قلبشان پاک و سرشار از یقین گردد، از این رو به خدا عرض کرد:

«اللهم ربنا انزل علینا مائده من السماء تکون لنا عیدا لاولنا وآخرنا وآیه منک؛ خداوندا مائده ای ازآسمان برما بفرست تا عیدی برای اول و آخرما باشد و نشانه ای ازتو.»

از آن جا که روز نزول مائده روز بازگشت به پیروزی و پاکی و ایمان به خدا بوده است، حضرت مسیح آن را «عید» نامیده است، نتیجه این که درقرآن کلمه «عید» به عنوان تکمیل مطرح شده است.

عید فطر وقتی برای ما عید واقعی است که درمسیرخودسازی، پیروزشده باشیم، و تحول عمیقی درما پدیدارشده باشد.

قرآن با صراحت، خداشناسی و دین را مسئله ای فطری می شمرد.ازجمله درآیه ۳۰ روم می خوانیم:

«فاقم وجهک للدین حنیفا فطرة الله التی فطرالناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم؛ ای پیامبر! روی خود را متوجه آیین خالص پروردگارکن، این فطرتی است که خداوند انسان ها را برآن آفریده، دگرگونی درآفرینش خدا نیست.» این آیه بیان کننده آن است که دین اسلام بر اساس فطرت و سرشت انسان می باشد و دستورهای آن هماهنگ با درون ذات وجود انسان است و اگر فطرت از دستبرد جهل، خرافات، تبلیغات غلط و تربیت های ناسالم، محفوظ باشد، همان را می خواهد که آیین ناب اسلام آن را می خواهد و خداوند آئینش را براساس نیازهای فطری بشر تدوین نموده است و اگرانسان دارای فطرت نخستین، به دور از حجاب ها و زنگارها باشد، بدون هیچ گونه تردید، راه توحید و دستورهای صحیح الهی را می پسندد و برمی گزیند،

● انواع فطرت

فطرت بر دوگونه است: فطرت عقل و فطرت دل.

فطرت عقل یعنی استدلال روشن عقلی، که انسان بعد ازرسیدن به کمال عقل با مشاهده نظام جهان و دقت در اسرار هستی، به این حقیقت منتقل می شود که محال است این نظام معلول مبدئی فاقد عقل و شعور باشد و این «عقل فطری » بدون نیاز به معلم به مقصود می رسد، ولی فطرت مفهوم دیگری نیز دارد که ازآن تعبیر به «فطرت دل » می شود، که تفسیر فطری بودن دین با این تعبیر، صحیح تر و مناسب تر به نظر می رسد و منظور از آن این است که انسان وقتی به اعماق جانش می نگرد، نور حق را می بیند و ندایی را با گوش دل می شنود، ندایی که او را به سوی مبدا علم و قدرت بی نظیر هستی دعوت می کند، که گاهی ازآن تعبیر به «درک وجدانی » می شود، مانند آن که وقتی انسان یک گل زیبا را می بیند، بدون استدلال به زیبایی آن پی می برد و از آن لذت می برد. «عید فطر» به معنای بازگشت به فطرت است، یعنی مساله خودسازی درماه رمضان، انسان را به مقامی می رساند که پرده های جهل، هواپرستی و هرگونه موانع ضد فطرت، از سر راه فطرت برداشته می شود و انسان مسلمان در این هنگام به فط رت ناب خود که ازدرون ذات وجودش می جوشد بازمی گردد، همان فطرتی که آیینه صاف خدانما و حق نماست؛ همان پیامبر باطن که اگر ازاسارت زنجیرهای جهل و هواپرستی آزاد گردد، راهنمای کامل و دقیق انسان به سوی کمالات است.

هرگاه انسان در پرتو برکات ماه رمضان به این درجه رسید، به حقیقت مفهوم عید فطر رسیده است و آغاز ماه رمضان در واقع برای او عید است.

شواهد متعددی وجود دارد که نشان دهنده فطری بودن ایمان به حق است؛ مانند واقعیت های تاریخی که نشان می دهد در میان هر ملتی در هر دوره ای اعتقاد به خداشناسی و مذهب وجود داشته است، چنان که شواهد باستان شناسی و آثار به جا مانده از دوره های قبل از تاریخ بیان کننده این واقعیت است.

مطالعات روانی و اکتشافات روان کاوی درابعاد روح انسان نیز شاهد دیگری بر فطری بودن اعتقادات دینی است، روان شناسان چهار تمایل عالی و اصیل را به عنوان ابعاد چهارگانه روح معرفی می کنند که عبارتند ازحس دانایی، حس زیبایی، حس نیکی، و حس مذهبی. که این خود نیز دریچه دیگری برفطری بودن دین است. (۴)

پی نوشت ها:

  ۱- سید رضی، نهج البلاغه، حکمت ۴۲۸.

  ۲- شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا، ج ۱، ص ۲۹۵.

  ۳- مائده / آیه ۱۱۴.


  • نوشته شده
  • در دوشنبه 6 مرداد 1393
  • توسط روابط عمومی فرمانداری شمیران
  • تعداد بازدید 327